آوای فاخته

هوا بس ناجوانمردانه سرد است...

آوای فاخته

هوا بس ناجوانمردانه سرد است...

دوستان...

حدود دو سال و اندی پیش وقتی ماجرای عاشقانه من با پسری به طرز غیر قابل باوری برای خودم ... به انتها رسید در اوج افسردگی و نداشتن اعتماد به نفس و این جور چیزها در حالی که برای جلوگیری از سقوط به ته چاه فقط به یه دست آویزی به اندازه یه کف دست احتیاج داشتم به دوستانی رو انداختم که ۴ سال از بهترین سالهای دانشکده رو با هاشون گذرونده بودم و در حق همه اونها  به اندازه بیش ازنیاز ساپورت و این جور چیزا نشون داده بودم ...ولی تو اون شرایط تنها چیزی که نصیبم شد طعم تلخ سر خوردگی بود ... تیغ تیز قضاوت و گذاشتن روی گردنم و منو به خاطر اینکه عاشق اون پسر شده بودم نه اونها سرزنش کردن ... (البته پسرها این کارو کردن ).... و تنها دوست دختر صمیمی من ... اوه اون از همه بدتر بود ... منو به اتهام زدن مخ دوست پسر بی بخارش محکوم کرد ... !من از همه بریدم ... یک سال و نیم تنهای تنها زندگی می کردم ... اونقدرتنها که در تمام ساعات روز حتی کسی نداشتم که بهش یه سلام صمیمی بکنم ...گذشت و من کم کم مستقل شدم ... در واقع یه جور آزادی سهم خودم پیدا کردم ... بعد دوستان تازه پیدا کردم ... دیگه یاد گرفته بودم که رو کسی حساب نکنم  و همین کارو هم کردم ...بعد از یه مدتی این دوستان جدید هم با همه ادعاهای روشنفکری نیش خودشونو زدن ... تیغ تیز قضاوت راجع به نوع زندگی من مجددا روی گردنم  حس می کردم ولی این بار... یاد گرفته بودم که به تخمم نباشه و در نهایت هم نبود و من خشک از مرداب بیرون اومدم ... نمی دونم این قضاوت کردنها فقط تو کشور ما این جوریه یا جاهای دیگه هم همین جوره ... چرا به خودمون حق می دیم دیگرونو به خاطر کارهاشون مورد قضاوت قرار بدیم و به دو گروه سیاه و سفید تقسیم کنیم .. نمی دونم .... شاید خیلی ایده آل گرایانه باشه این چیزی که من می گم ... ولی خیلی خوب می شد اگر وقتی یه عده رو به عنوان دوست انتخاب می کنی و اونا هم متقابلا تو رو انتخاب می کنن به تصمیمات تو احترام بذارن و اعتماد کنن ... و برات این آزادی رو قائل بشن که هر طور دوست داری زندگی کنی ... و اگرم نظری دارن اونو در قالب یه نقد بگن نه درقالب یه حکم ... به نظر من تنها چیزی که جمع دوستان رو زیبا و کار آمد می کنه همین آزادی عمله ... وگرنه دیگه فرق چندانی با سایر فضاهای جامعه نمی کنه میشه یه محل دیگه برای خود سانسوری و دیگر سانسوری!

نظرات 1 + ارسال نظر
KoUrOsH دوشنبه 4 دی‌ماه سال 1385 ساعت 12:37 ق.ظ http://hasratparvaz.blogsky.com/

waghean moteasefam ke too zendegit injoor sakhtiaro baiad tahamol mikardi!

wali alaan e khodeto bebin mesle foolade abdideh shodi dige chakosham nemitoone root asar dashte bashe!

oonaee ke adamo wase ye nafar dige tark mikonan doost nistan
esme doosto nemishe gozasht rooshoon!

shayad too sharayete to hanooz gir nakardam wali fahmidam chi migi!

oon tor zendegi kon mikhai!

mowafagh bashi too zendegit

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد